ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

269

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بر سر تيول خود رفت و پيش غياث الدين برنگشت چون او را كه در يارى وى درنگ كرده بود گناهكار مىدانست . هنگامى كه غوريان از شهر نيشابور بيرون آمدند ، خوارزمشاه به حسين بن خرميل كه از بزرگان امراء غورى بود ، بيش از ديگران مهربانى كرد و فزون از اندازه در بزرگداشت او كوشيد . گفته مىشد كه سلطان محمد خوارزمشاه از آن روز او را سوگند داد كه به وى بپيوندد و پس از غياث الدين و برادرش شهاب الدين در خدمت وى باشد . خوارزمشاه بعد روانه سرخس شد كه امير زنگى در آن جا بود . چهل روز او را در حلقه محاصره نگاه داشت و در اين مدت ميان دو دسته جنگ‌هاى بسيار روى داد . سر انجام مردم شهر دچار كميابى خواربار و ساير وسائل مورد نياز ، به ويژه هيزم ، شدند . از اين رو امير زنگى كه به تنگ آمده بود ، براى خوارزمشاه پيام فرستاد و از او خواست تا خود و لشكرش را از دروازه شهر به عقب بكشد تا او و كسانش بيرون بروند و شهر را براى وى بگذارند . خوارزمشاه به او نوشت كه در نزدش حضور يابند تا او و همراهانش را مورد نوازش قرار دهد . امير زنگى نپذيرفت و به بهانه نسبت نزديكى كه با غياث - الدين داشت از رسيدن به حضور خوارزمشاه پوزش خواست . بنا بر اين ، سلطان محمد خوارزمشاه لشكريان خويش را از دم دروازه شهر دور ساخت .